أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
117
قانون ( فارسى )
سختى هم نباشد و انجير در عسل سرشته كافى باشد . حقنههاى معالج دمل داخل كليه و داروهاى تناولى براى علاج آن ، بايد بسيار رساننده باشند . بر كليه بستنىهاى ذكر شده نيز بايد قوىتر و تأثير بخشتر گردند . بارها رخ داده كه سوء مزاج گرم التهابى سبب شده است كه دمل به كندى راه رسيدن را بپيمايد . كوشش كن در اين حالت مزاج اصلاح شود . هرگاه مزاج را به اعتدال برگرداندى ، دمل مىرسد ، اصلاح مزاج را وسيلهء انواع شيرهاى نوشيدنى - كه بيمار بنوشد - و شيرهاى حقنهاى و ضمادها انجام ده . بايد در رسانيدن دمل داروهايى را به كار ببرى كه خود سردمزاجند امّا در كنش گرمى بخشند . مانند آب گرم كه بيمار در آن نشيند . اگر دمل خودبهخود نتركيد ، به وسيلهء دارو آن را بتركان و حقنهء تندمزاج استعمال كن . حتى حقنههايى كه خربق ، سيماهگ و سير در آنها باشد استعمال شوند . علاوه بر حقنهء تند و قوى ، با كماد و ضماد خارجى به معالجه بپرداز ! داروهاى ادرارآور در اين حالت بايد از قبيل : سوسن زرد و بزر پنج انگشت باشد كه دراينباره خاصيت دارند . دارچين و بزر ترتيزك هم از داروهاى خوب هستند كه در تركانيدن دمل كليه بسيار تأثير بخشند . هرگاه دمل تركيد ، داروى ادرارآور قوى به بيمار بده تا كثافات نتيجهء دمل پاكسازى شود . بعد از آن داروهاى جوش دهندهء زخم را استعمال كن كه آنها را در بحث علاج قرحهء كليه ذكر مىكنيم . فصل دوم ورم بلغمى كليه سبب ورم بلغمى در كليه همان چيزهايى است كه بلغمزا و بلغمافزا هستند . نشانيهاى وجود ورم بلغمى در كليه احساس سنگينى و كشيده شدن سنگينى ، كوتاه آمدن كليه در انجام وظايفش ، نبودن التهاب همراه اين حالات ، و شايد صورت و چشم و ساير قسمتهاى بدن به نوعى از سستى و فروهشتگى مبتلا گردند . آب پشت بيمار بسيار تر و آبكى و سرد است ، نشانيهاى مخصوص ورم سخت مشاهده نمىشود . علاج علاج ورم بلغمى در كليه ، داروهاى گذاشتنى از خارج بر كليه است . داروى گذاشتنى بايد گرمىبخش و ادرارآور باشد كه مادهء توليد بلغم را پاكسازى كند . گاهى ممكن است حقنه و داروى تناولى هم مورد نياز باشد . در هر حال در علاج ورم بلغمى در كليه بيشتر اعتمادت بر برگ غار ، ثمر